شماره 4841
شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶
۲۶ ربیع الثانی ۱۴۳۹
۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۸

در رونمایی از کتاب ترانه‌های فولکلوریک گیلان اثر فریدون پوررضا مطرح شد: پوررضا از پشت غبار فراموشی برخاست


گیلان امروز، فرزاد وارسته-حامد پورشعبان گفت: حرف زدن درباره آثار و تولیدات هنری می‌تواند زندگی‌ ما را جذاب‌تر از قبل کند و به مراتب از حرف زدن درباره‌ی قیمت تخم‌مرغ جذاب‌تر است.

پورشعبان کارشناس موسیقی حوزه هنری در همایش رونمایی از کتاب ترانه‌های فولکلوریک اثر فریدون پوررضا پنج‌شنبه ۲۱ دی ماه در سالن اجتماعات نظام پزشکی گیلان گفت: فیلسوفان از گذشته تا امروز بر این امر تاکید کردند که هنر تنها چیزی است می‌تواند جهنم این زندگی را تحمل‌پذیر کند. حرف زدن درباره آثار و تولیدات هنری می‌تواند زندگی ما را جذاب‌تر از قبل کند و به مراتب از حرف زدن درباره‌ی تخم‌مرغ جذاب‌تر است. روح ما دچار کسالت شده و ما با هنر می‌توانیم این کسالت را برطرف کنیم.

پورشعبان گفت: دوستداران موسیقی گیلان موسیقی این استان را به دو بخش قبل و بعد از ابوالحسن خان صبا می‌شناسند. اما به راحتی می‌توان ادعا کرد که قبل از ابوالحسن خان صبا هم ما می‌توانیم نمونه‌هایی از موسیقی گیلان را در منابع دیگر پیدا کنیم. برای مثال مقام یا گوشه گیلکی را قبل از آثار صبا در ردیف مشهور به میرزا عبدالله ثبت کردند و گوشه غم‌انگیز که به ادعای مرحوم پوررضا از مقامات گیلانی است.از زمان قاجار نوازنده‌ها و خواننده‌هایی بودند که مقام گیلکی را هم به شکل تصنیف و هم مقام آوازی اجرا کردند، افرادی مانند نایب‌السلطنه که نوازنده معروف نی در دوره قاجار بود، صفدرخان که تصنیفی به‌نام گیلک خوانده است، تاج اصفهانی و درویش خان که در آثار آنها می‌توانیم اجرای مقام گیلکی را ببینیم اما حضور ابوالحسن خان صبا باعث شده است تا ما این مقام‌ها یا گوشه‌های بیشتری از موسیقی گیلان را در ردیف ثبت کنیم.

پورشعبان افزود: روح‌الله خان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی نوشته است که اردیبهشت سال ۱۳۰۶ هیات ارکستر علی نقی خان وزیری توسط برخی از متصدیان امور فرهنگی گیلان برای افتتاح سالن شهرداری به رشت آمدند. کنسرت‌هایی در رشت و انزلی برگزار شد و مردم گیلان هم از این کنسرت‌ها بسیار استقبال کردند. بعد از آن کنسرت از علی نقی خان وزیری دعوت شد تا نمونه همان مدرسه‌ای را که در تهران دایر کردند به نام صنایع ظریفه در گیلان دایر کنند. در سال ۱۳۰۷ این گروه مجددا به گیلان آمد و کنسرت‌هایی را برگزار کرد. این گروه دستور داد تا صنایع ظریفه به ریاست ابوالحسن صبا شروع به‌کار کند.

مردمان دیلمانی با صدای دورگه بهتر می‌خوانند

حامد پورشعبان در ادامه گفت: ابوالحسن خان صبا دو سال در گیلان شاگردان مختلف در بخش‌های مختلف آموزش داد و به ذهن او رسید تا مقام‌های موسیقی گیلانی را تا جایی که ممکن است شناسایی کند.او سفرهایی به مناطق دیلمان و اسپیلی داشت و برخی از گوشه‌ها و مقام‌های رایج در آن زمان را ثبت و ضبط کرد. از جمله این آثار زردملیجه، گوسفند دخان، دیلمان و کوهستانی است؛ دو قطعه را بعد از اینکه صبا ثبت کرد بیشتر دیدیم، اولی آواز دیلمان است که خود صبا معتقد بود مردمان کوهستانی دیلمان با صدای دورگه این آواز را بهتر اجرا می‌کنند و برای اولین بار در فیلم طوفان زندگی توسط استاد بنان اجرا شد دومی هم زردملیجه است که آقای بنان در سال۱۳۲۷ در همان فیلم خواند.

کارشناس حوزه هنری در ادامه افزود: بخش دیگر آثار گیلکی که می‌توانیم به آن اشاره کنیم یک بخش دیسکوگرافی است.در زمان مظفرالدین شاه کار ثبت و ضبط بر روی صفحات سنگی، روی ریل یا لوله‌های صوتی به واسطه سه کمپانی معروف انجام می‌شد.بعدها این سه کمپانی با هم ادغام شدند و کمپانی EMI را تشکیل دادند. این ترانه‌ها به دو صورت ضبط شد یا در ایران و کشورهای خاورمیانه ضبط شده و در کشور مبدا منتشر می‌شد یا در همان کشورهای مبدا ضبط و تکثیر شدند.

حامد پورشعبان درباره صفحات موجود و نقش پوررضا گفت: صفحات موجود را در ۷۸ دور، ۳۳ دور و ۴۵ دور داریم که آثاری از موسیقی گیلان در آن ضبط شده است. در صفحات موجود ناصر مسعودی و استاد عاشورپور هم ضبط‌های زیادی را دارد. فریدون پوررضا حدود ۴۰ اثر ضبط شده دارد اما آن چیزی که الان در اختیار داریم حدود ۲۸ اثر است. اولین اثری که در حوزه موسیقی گیلان به صورت مکتوب پخش شده اثر لطف‌الله خان مبشری در سال ۱۳۲۳ به صورت مجموعه‌ای از ترانه‌های گیلکی با عنوان ترانه‌های سواحل دریای مازندران با مقدمه‌نویسی استاد خالقی است. مبشری در سال ۱۳۳۸ یک مجموعه ترانه با عنوان آهنگ‌های محلی گیلان ثبت کرده است.

پوررضا می‌گفت من پشت غبار فراموشی مانده بودم

پورشعبان در ادامه افزود: تا به اینجا آغازکنندگان پژوهش مکتوب ما،غیرگیلانی‌ها بودند، همان‌طور که اولین کسانی که الگویی برای اجرای موسیقی محلی ما ارایه کردند هم گیلانی نبودند. در سال ۱۳۷۴ یک آلبوم با شش کاست از انجمن موسیقی ایران پخش شد و پوررضا در این آلبوم حضور داشت. پوررضا در بروشور یکی از این کاست‌ها گفت که من پشت غبار فراموشی مانده بودم، با تولید این مجموعه احساس کردم که زحمات سالیان دراز من از بین نرفته است.

پورشعبان ویراستار کتاب «ترانه‌های فولکور گیلان» گفت: در ساختار این کتاب، موسیقی قومی وجود ندارد. در این کتاب یک کار تجربی صورت گرفته که به چند دلیل بسیار ارزشمند است. اول اینکه ما با موزیسینی مواجه هستیم که در موسیقی گیلان مانند شجریان در موسیقی ایران یک استثنا است.

او ادامه داد: به نظر من خواننده یک مجری است، خواننده ترانه‌ای را که ترانهسرا به او می‌دهد و روی آهنگی که آهنگساز در اختیارش قرار می‌دهد می‌خواند. اما فریدون پوررضا اینگونه نبود، او خواننده‌ای بسیار خلاق بود و بسیاری از آهنگ‌هایش را خودش آهنگسازی کرده بود. در این کتاب آدرس‌هایی داده می‌شود که تا قبل از نشر این کتاب ناشناخته بوده، مقام‌هایی نام برده شده است که قبل از نشر ما با آن مقام‌ها آشنایی نداشتیم و این موارد به اهالی موسیقی کمک‌های خوبی می‌کند. به نظر می‌رسید که برخی از ترانه‌ها و تصنیف‌ها فولکور است اما پوررضا اسم آهنگساز و شاعر را در کتاب آورده است.

پورشعبان در انتهای صحبت‌هایش گفت: امیدوارم با چاپ این کتاب و این همایش‌ها دین خود را به استاد پوررضا ادا کرده باشیم.

هوشنگ عباسی: کلید‌واژه شناخت استاد پوررضا، آواز است

هوشنگ عباسی پژوهشگر و شاعر گیلانی درباره‌ی پوررضا گفت: کلیدواژه استاد پوررضا آواز است، همه او را با صدایش می‌شناسند. در نشست‌هایی که داشتیم آقای آریاپاد به پوررضا می‌گفت که شما ۷حنجره دارید. چون پوررضا آسم شدید داشت ولی به دلیل اراده و تسلط خیلی زود مسلط شد. پوررضا می‌گفت ترانه‌های من حسی است. او هربار که می‌خواند یک حس خاص داشت. صدای او درون انسان را جلا می‌داد. پوررضا آواز صیادان، چوپانان و شالی‌کاران است، کسی است که بیش از 400 ترانه خوانده است. او قرار بود به همراه مشکاتیان برای کنسرت به فرانسه برود اما اجل امانش نداد. با اینکه گفتم کلیدواژه شناخت استاد پوررضا، آواز است ولی ایشان چندبعدی بودند و نمونه‌های شاخصی برای شناخت داشت.

عباسی در ادامه درباره پوررضا گفت: آوازهای فریدون پوررضا می‌توانست آدم را به گریه و هم به خنده وا دارد. او آهنگساز، ترانه‌سرا ، مدرس آواز در اداره کل ارشاد، تعزیهگردان، کارگردان، خطاط و نمایشنامه‌نویس بود.پوررضا بنیانگذارتئاتر لشت‌نشاء بود. او برای اشخاص زیادی متن می‌نوشت تا آنها روی سنگ قبر خود حکاکی کنند.

عباسی درباره این کتاب گفت: قبل از این کتاب، پوررضا کتاب دیگری نوشته بود. او در طول سالیان گذشته یادداشت‌هایی را جمع‌آوری کرده بود که بخشی از نوشته‌های او در گیلان، رهاورد گیل و گیلان‌نامه چاپ شد.پوررضا مجموعه‌ای از یادداشت‌های خود را زمانی که در اداره ارشاد کار می‌کرد به همکار خود سپرد ولی به ظاهر یادداشت‌ها گم شدند. به استاد گفتم که چرا نوشته‌ها را دوباره جمع‌آوری نمی‌کنی؟ او گفت که کار هزینه‌بردار و سختی است.

عباسی در ادامه افزود: با آقای محمدی میخوش پروپوزالی در زمینه موسیقی فولکلور گیلان نوشتیم پوررضا قبول کرد که با ما همراه شودو به همراه پوررضا به دیلمان و تالش و جاهای مختلف استان رفتیم و یادداشت‌هایی را به‌دست آوردیم تا اینکه مهدی اخوان لنگرودی نزد ما آمد و گفت که کتاب شما را چاپ خواهم کرد ولی به دلیل پشت گوش انداختن اخوان لنگرودی آن کتاب هرگز چاپ نشد.

هوشنگ عباسی درباره کتاب ترانه‌های فولکور گیلان گفت: این کتاب در سه بخش جمع‌آوری شده است. یک بخش مربوط به موسیقی جلگه‌ای، کوهپایه‌ای شرق و غرب گیلان است. بخش دیگر مربوط به موسیقی تالش و بخش آخر هم مربوط به نت‌ها بوده که بیش از ۸۶ ترانه نت‌نویسی شده است. زمینه اجتماعی و زایش اغلب این ترانه‌ها ریشه‌یابی شده است.

پورهادی: پوررضا در گیلان و ایران بی‌نظیر است

مسعود پورهادی نویسنده و پژوهشگر گفت: استارت چاپ کتاب آثار فولکور گیلانی توسط مهدی اخوان لنگرودی در خانه من زده شد. این اثر محصول تجربه زیستی آدمی است که در حوزه آوازهای ایران و گیلان بی‌نظیر است. او به هیچ‌وجه پژوهشگر صددرصد آثار فلکوریک نیست. او کسی است که آثار فولکوریک را انتخاب و روی آن‌ها کار کرد. به آن آثار خلاقیت و نکاتی را از جنس خودش اضافه کرد که در حوزه ترانه‌سرایی او تغییرات را می‌توان دید.پوررضا بعضی از ترانه‌های گیلکی را که سراینده دارد به شیوه‌ای خاص اجرا کرده و به عنوان یک اثر فولکوریک معرفی کرده است.

پورهادی در ادامه گفت: پوررضا جزء آخرین بازماندگان گیله‌مردان پیگیر روستایی بود که در جوانی‌اش از تجربیات به خوبی استفاده کرد.نثر آقای پوررضا یک نوع نثر خاص است. او به من گفت که به نثر من دست نزنید. شاید این وصیت او باشد. این کتاب میراث گیلان بوده و بسیار ارزشمند است.

ویسانلو: ۱۵ هزار نفر در شیراز در جواب پوررضا می‌گفتند رعنا!

ویسانلو، نوازنده از دوستان فریدون پوررضا گفت: زمانی که من به رادیو رفتم آقای پوررضا در رادیو بود. ما با هم دوست‌های خوبی شدیم و رفاقتمان سال‌ها ادامه داشت. در زمان انقلاب من خانه‌نشین شدم و منتظر بودم تا ببینم که بعد از انقلاب وضع رادیو و کار من چگونه است. بعد از انقلاب به اصرار شیون فومنی و پوررضا به رادیو رفتم و کار خود را به همراه پوررضا و شیون شروع کردم. ما ارکستر گیل چاوشان را تاسیس کردیم.

ویسانلو در ادامه درباره خاطره‌ای از پوررضا گفت: بعد از انقلاب ما سه شب در سینما انقلاب کنسرت برقرار کردیم و مردم همراهی کردند. از طرف سازمان صنایع دستی در باغ نحیف‌آباد شیراز کنسرتی برپا کردیم. ۱۵ هزار نفر آمده بودند. از اداره ارشاد به پوررضا گفتند که آهنگ‌های قر و غمزه‌دار نخواند چون تازه انقلاب شده بود و کشور وضعیت مناسبی نداشت. در آخرین اجرا پوررضا با دیدن شیرازی‌ها به ذوق آمد و ترانه رعنا را اجرا کرد و ۱۵ هزار نفر همزمان در جوابش می‌گفتند رعنا. روزنامه‌ها بازتاب خوبی را برای ما رقم زدند و وزارت ارشاد در رشت از گروه ما قدرشناسی کرد.